تاریخ از مردی در سیستان خبر میدهد که در آن هنگام که غرب سراسر سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود، از قتل عام شهرها و ویرانی خانهها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را میگریاند و سپس چنگ خویش را برمیگرفت و میگفت: «اباتیمار، اندکی شادی باید... نوروز است»! نوروز در این سالها و در همه سالهای همانندش، شادی اینچنین بوده است.