تبليغاتX
تاريخ ايران با تاكيد بر آذربايجان
تاريخ ايران با تاكيد بر آذربايجان
پنجره خانه‌ام را به روي تمامي فرهنگهاي جهان ميگشايم اما نميگذارم پايم را سست كنند و مرا با خود ببرند
زندگی و خاطرات غلام یحیی دانشیان

  این مطلب از وبلاگ یکی از دوستان آورده شده است

خشم وهیاهوی یك زندگی: زندگی و خاطرات غلام یحیی دانشیان                                                                                            

                                 

 

نویسنده: علی مرادی مراغه ای

428ص، تهران: نشر اوحدی، 1388، چاپ اول

موضوع این كتاب، زندگی سیاسی و خاطرات «غلام یحیی دانشیان»، از   برجسته ترین افراد «فرقه دموكرات آذربایجان» است. خاطرات سیاسی «غلام یحیی» شامل دو بخش است: بخش اول از تولد او تا شكست «فرقه دموكرات» و فرار به شوروی در آذرماه 1325 را در بر می گیرد. بخش دوم به فاصله زمانی میان تشكیل مجدد «فرقه دموكرات» و اتحادش با «حزب توده ایران» تا اواخر عمر«غلام یحیی»، اختصاص دارد. این خاطرات كه به زبان تركی و با الفبای لاتین در سال 2006 میلادی‏، به مناسبت یكصد سالگی «غلام یحیی دانشیان» در باكو منتشر شده، منبع و ماخذ نویسنده كتاب حاضر نیز بوده است. از آنجا كه بسیاری از رویدادها در خاطرات «غلام یحیی» مسكوت مانده، نویسنده بخشی را با عنوان «تحلیلی بر نیمه پنهان زندگی غلام یحیی دانشیان»، به این كتاب افزوده است. در ترجمه خاطرات، هیچ بخشی از آن حذف نشده است. خاطرات «غلام یحیی» با تمام كاستی هایی كه در آن هست، تنها منبعی است كه پس از مرگ «پیشه وری» به وسیله یكی از برجسته ترین افراد «فرقه دموكرات» و یكی از رهبران اصلی «حزب توده ایران» در مورد تحولات «فرقه» نوشته شده است.  

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

خشم و هیاهوی یک زندگی
زندگی سیاسی غلام یحیی دانشییان   قسمت ششم

شعارهای فریبنده مسلح به ایدئولوژیهای تنگ و مطلق گرا که با توسل به روشهای غیر انسانی و خشونت آمیز پیش برده می­شوند، در عمل، در صورت موفقیت در کسب قدرت نیز نه تنها به تحقق شعارهای فریبنده نمی­انجامد بلکه منجر به استقرار نظامی به مراتب خشن تر از نظام قبلی می­گردد، در این صورت زنجیرهای جدیدی به مراتب محکمتر از قبلی ها بر دست و پا و ذهن انسانها بسته می­شود و بشریت دور ابلهانه جدید از« چاه در آمدن به چاه افتادن » را تجربه می­کند، تا حاکمان جدید از نو، دام آزادی کشی و سرکوبگری را برای خلایق بگسترند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

انتخابات ایران چه خواهد شد... ؟

 

 برای مردمی که احساسی هستند و شور و حال همواره بر عقلانیتشان چربیده است و با یک جمله یا شعار، غرق در نشئه می گردند و تغییر موضع می دهند پیش بینی رفتار انتخاباتی بسی مشکل است . در این بین روشنفکرانش مثال آن مرد دردمندی را مانُد که دردمندانه در کمال عجز و ناتوانی بانگ  برمی داشت :

ای دیوارهای بلند واقعیت ، با من بگویید که با آوار آرزوهایم چه کنم !

 آنچه باعث می گردد پیش بینی های انتخاباتی روشنفکران غلط از آب درآید فاصله گرفتن از ذهنیت مردم و تعمیم ذهنیات خود به کل اذهان جامعه است . در واقع پاشنه آشیل پیش بینی ها و تحلیلهای انتخاباتی توسط قشر تحصیلکرده و روشنفکر در این نکته نهفته است که ذهنیات و تصورات خودشان را تصورات و انگاره های کل مردم دانسته و به فاصله عظیم چاه ویلی که همواره از مشروطیت به بعد در این دو حوزه وجود داشته توجه نمی کنند .

زمانی اولین شهید قلم ، میرزا جهانگیر خان در روزنامه صور اسرافیل سرخوشانه خطاب به محمدعلی شاه دیکتاتور می نوشت : امروز کل مردم ایران یک صدا، یک کلمه را فریاد می زنند و آن کلمه آزادی است ...

اما وقتی میرزا جهانگیرخان در باغشاه به طرز فجیعی توسط خودکامه کشته شد هیچ بانگ اعتراضي برنخاست. به راستي چگونه کل مردم آزادی را فریاد می زدند اما از کشته شدن نویسنده خود خم به ابرو نیاوردند  و حتي در غارت اموال و فرشهای مجلس به توپ بسته شان قزاقان لیاخوفی را رو سفید   کردند ! پس در واقع این تنها میرزا جهانگیرخان و گروه معدودی از جامعه طالب آزادی بودند و در مقابل، انبوه مردم و بدنه جامعه گرفتار محسوسات و دغدغه نان شب بودند تنها اشتباه بزرگ میرزا جهانگیرخان این بود که فکر میکرد همه مردم ایران به مانند او فکر می کنند و طالب آزادي هستند ...

برای پی بردن به آنچه در بدنه جامعه و واقعیت موجود 70 میلیون جامعه ایران ميگذرد باید از خویشتن و تخیلات خود فراتر رفت و از پندارهای خود فاصله گرفت تا به آنچه در زیر پوست جامعه ایرانی می گذرد پی برد . زیرا آنچه در واقعیت موجود میگذرد فارغ از حب و بغض ماست و از قانونی به پیچیدگی ذهنیات میلیون ها توده مردم شهري و روستايي تبعیت میکند که حتی در طول عمرشان شايد یک برگ روزنامه نیز مطالعه نمی کنند . برای آنها چه تفاوتی میکندکه مثلاً نویسنده ای برای گرفتن مجوز چاپ کتابی یک سال باید به انتظار بنشیند و یا مثلاً  گرفتار دغدغه های از نوع  اگزیستانسیالیستی باشد ...!

آنچه در فعالیتهای انتخاباتی ریاست جمهوری شاهدش هستیم در واقع رقابت اصلی بین آقای احمدی نژاد و آقای میرحسین موسوی است و آقای کروبی و رضایی چندان تأثیرگذار نیستند .

رقابت بین آقای احمدی نژاد و آقای میرحسین موسوی در واقع رقابت بین سنت و مدرنیته با همه محاسن و مزایا و نواقصشان در هر دو تاست رقابتی که قبل از مشروطیت آغاز شده و همچنان تضاد اصلی جامعه ايران را تشكيل ميدهد.

به غیر از آقایان بازرگان ، بنی صدر و رجایی كه دولتي مستعجل داشتند و موقعیت شان به دوران پر تب و تاب اولیه انقلاب و اوضاع تثبیت نشده، برمیگردد در ایران تقریباً همه رؤسای جمهوری دارای دو دوره ریاست جمهوری بوده اند و به نظر می رسد که این سنت در دوره آقای احمدی نژاد نیز ادامه داشته باشد .

اگرچه اصلاح طلبان با دو کاندیدا در انتخابات شرکت کردند تا بلکه شانس آن را داشته باشند تا انتخابات به مرحله دوم کشیده شود. اما اصلاح طلبان شانس پیروزی چندانی ندارند. به نظر من آقای احمدی نژاد در دوره اول برنده خواهد شد .

اصلاح طلبان اگر خیلی شانس بیاورند انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد یعنی در دور دوم رقابت اصلی بین آقای احمدی نژاد و موسوی خواهد بود . اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود چون آراء آقای کروبی نیز به آراء آقای موسوی اضافه می شود . در نتیجه احتمال پیروزی آقای موسوی نسبت به رقیب بیشتر خواهد شد. اما چنین اتفاقي احتمالش بسیار کم است .

آقای احمدی نژاد سوار بر موج احساسات مردم بخصوص طبقه پایین شهری و روستایی چهار سال دیگر سکان ریاست جمهوری را بدست خواهد گرفت و اصلاح طلبان با 30% رأی که بیشتر آراء طبقه تحصیلکرده ، نخبگان و هنرمندان و طبقه تقریباً متوسط شهری است شکست خورده به کنج مطبوعات و حوزه مجازی اینترنتی شان باز خواهند گشت .

پیشاپیش پیروزی آقای احمدی نژاد را بر عموم فقرا (ده میلیون زیر خط فقر ) ، روستائیان و همه کسانی که از فساد آقازاده ها به تنگ آمده اند و آقای احمدی نژاد در مناظره هایش بدان ها انگشت نهاد مبارک بادميگويم .

 و به اکثر هنرمندان ، روشنفکران چه داخل و چه خارج و نویسندگانی که ماه های مدیدی در سالن وزارت ارشاد به انتظار دریافت مجوز آثارشان می نشستند و ... تسلیت می گوییم

|+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

خشم و هیاهوی یک زندگی

زندگی سیاسی غلام یحیی دانشییان       قسمت پنجم

از آزادی غلام از زندان تا زمان پیوستن اش به فرقه دموکرات آذربایجان و صعودش براریکه قدرت یعنی فرماندهی فداییان، دو حادثه در زندگی اش اتفاق می­افتد که غلام در خاطراتش کوچکترین اشاره ای به آنها نکرده است. یکی حضورش در اولین کنگره حزب توده ایران است و دیگری حضور فعال و همه جانبه اش در برپایی میتینگ از سوی حزب توده  برای واگذاری امتیاز نفت شمال به روسها است که در اینجا ذکر می­کنیم.

     اولین کنگره حزب توده در روز دهم خرداد ماه 1323 ش. در کلوپ جدید حزب توده واقع در خیابان فردوسی تهران با شرکت 168 نفر از اعضای فعال افتتاح شد. غلام یحیی دانشییان به همراه سه نفر دیگر به عنوان نماینده از شهرستان سراب در این کنگره حضور داشت. سه نفر دیگر عبارت از میر قاسم چشم آذر، اکبرشاندرمنی و ابوالحسن واقف بودند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

 
business articles