ناگفتههایی از زندگی مرضیه اسکویی و صبا بیژن زاده قسمت دوم
آنچه مهم و شایان ذکر است ارتباط معنوی آن دو با «اروجعلی طلوعیان» در مراغه است که تقریباً در هیچ کدام از منابع ذکر نشده است. مرضیه پس از آشنایی با خانواده بیژن زاده از طریق صبا با طلوعیان نیز آشنا شده و در حلقه مریدان او در می آید.
اروجعلی طلوعیان که تقریبا شخصیتی ناشناخته مانده است شاعر و نویسنده ای بود که ابتدا درس حوزوی خوانده و به کسوت روحانی درآمده بود اما در جوانی کسوت روحانیت را کنار می گذارد و به راهزنی می پردازد و نقش رابین هود را بازی می کند. از خوانین و ثروتمندان غارت می کرد و در مراغه و اطراف آن بین فقرا تقسیم می کرد و سرانجام چون به میانسالی و پیری قدم گذاشت به گروه درویشان گروید اما مسلک درویشی نیز آتش درون پیرمرد شوریده سر را جوابگو نمی گردد و پیرمرد در وجنات این گروه نیز راه رستگاری را نمی بیند و از آنان نیز جدا می گردد و ...
ناگفتههایی از زندگی مرضیه اسکویی و صبا بیژنزاده قسمت اول
اگرچه ممکن است مخالف شیوه و روش مبارزات آنان باشیم اما در هر حال آنان و جریانی که بدان پیوسته بودند، جزئی از تاریخ این مرز و بوم است و در نتیجه باید بدون حب و بغض، شیوه زندگی و مبارزاتشان تحلیل و تبیین گردد تا تجربهای برای نسلهای آتی گردد. به همین منظور در اینجا میکوشم با استفاده از منابع دست اول، متقن و از طریق گفتگو با دوستان و نزدیکان درجه یک آنها، تا حد امکان پرتو نوری بر زندگیشان بتابانم. البته نگاه من، نه نگاه اسطورهای و آرمانی، بلکه از زاویه و چارچوب فکری نسل امروز است، نسلی که دیگر از اسطورهسازی، چریکسم و هر آنچه که بوی باروت و تفنگ میدهد، خسته شده است.
هم مرضیه اسکویی و هم صبا بیژنزاده شخصیتشان به مانند کثیری از مبارزان آن دوران در هالهای از ابهام، به مثال اسطورهای در چارچوب تنگ ایدئولوژی و حزبی مکتوم مانده است. این ابهام و ناشناسی هم از مشیء چریکی و شیوه مبارزهای که آنها انتخاب کرده بودند، نشأت می گیرد که در رمز و راز زیستن و داشتن زندگی مخفی و باقی نگذاشتن هیچ اثری از خود را نصبالعین زندگی خویش قرار داده بودند و هم ناشی از نگاه اسطورهای آن دوره بود که احساسات و شور و قهرمانپروری را جایگزین نگاه نقادانه و تعقل کرده بود.
مرضیه در 1324 که مصادف با تشکیل حزب دمکرات آذربایجان به رهبری پیشهوری بود در شهرستان اسکو، از توابع تبریز دیده به جهان گشود. کلاس چهارم ابتدایی بود که پدرش را به خاطر ابتلا به سرطان از دست داد.